الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
125
الهيات در نهج البلاغه (فارسى)
نور را با ظلمت ، و آشكار را با ابهام ، و خشكى را با رطوبت ، و گرمى را با سردى ضد گردانيد . الفتدهنده ميان اشيائى است كه با هم معادات و مخالفت دارند ، مقارنكنندهء چيزهايى است كه از هم جدايند ، نزديككنندهء اشياءِ دور از هم به يكديگر است ، دوركنندهء اشياءِ نزديك به هم از يكديگر است . و در ادامهء همين خطبه مىفرمايد : وَ أَنشَأَ الأَرضَ فَأَمسَكَها مِن غَيرِ اشتِغالٍ ، وَ أَرساها عَلى غَيرِ قَرارٍ ، وَ أَقامَها بِغَيرِ قَوائِمَ ، وَ رَفَعَها بِغَيرِ دَعائِمَ ، وَ حَصَّنَها مِنَ الأَوَدِ وَ الإِعوِجاجِ ، وَ مَنَعَها مِنَ التَّهافُتِ وَ الانفِراجِ . أَرسى أَوتادَها ، وَ ضَرَبَ أَسدادَها ، وَ استَفاضَ عُيونَها ، وَ خَدَّ أَودِيَتَها . فَلَم يَهِن ما بَناهُ ، وَ لا ضَعُفَ ما قَوّاهُ . زمين را آفريد و آن را نگه داشت بىآنكه به نگهدارى آن مشغول گردد و از كارهاى ديگر بازمانَد ، و ثابتش كرد بىآنكه بر بالاى چيزى قرارش دهد ، و برپايش داشت بدون پايهها ، و بالايش برد بدون ستونها ، و آن را از كجى و اعوجاج نگه داشت و از سقوط و پاره شدن منع كرد . ميخهاى زمين ( كوهها ) را ثابت گردانيد ، و سدهاى آن را نصب نمود ، و چشمههايش را جارى ساخت ، و واديهايش را شكافت . پس آنچه بنا كرد سست نشد ، و آنچه را قوّت داد ضعيف نگرديد . و بالأخره در حكمت 7 مىفرمايد : اعجَبوا لِهذَا الإِنسانِ يَنظُرُ بِشَحمٍ ، وَ يَتَكَلَّمُ بِلَحمٍ ، وَ يَسمَعُ بِعَظمٍ ، وَ يَتَنَفَّسُ مِن خَرمٍ . به شگفت آييد از اين انسان كه با پيهى ( چشم ) نگاه مىكند ، و با گوشتى ( زبان ) سخن مىگويد ، و با استخوانى ( گوش ) مىشنود ، و از شكافى ( بينى ) نفس مىكشد .